کد خبر : 2368
تاریخ انتشار : شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۹:۲۰

فرماندار مشهد مقدس در مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

جادوی جاودان فردوسی، امرِ خطیرِ آشتی میان ماهیتِ ملی و هویتِ دینی را محقّق ساخت

جادوی جاودان فردوسی، امرِ خطیرِ آشتی میان ماهیتِ ملی و هویتِ دینی را محقّق ساخت
امروز باید خوانش‌های معاصرانه از کهن‌متن‌ها، به‌ویژه شاهنامه را، در برنامۀ خویش قرار دهیم

به گزارش سایه خاوران:معاون استاندار و فرماندار شهرستان مشهد مقدس گفت: جادوی جاودانِ فردوسی نه فقط این است که زبانِ گران‌مایۀ فارسی را از شرّ میان‌مایگی رهانْد و کبوترِ این زبانِ گران‌سنگ را بالا و بلند به پرواز درآورْد، بلکه او امرِ خطیرِ آشتی میان ماهیتِ ملی و هویتِ دینی را محقّق ساخت.

بنام خداوند جان‌وخرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند کیوان وگردان سپهر
فروزنده ماه وناهید ومهر

امروز اینجا گرد آمده‌‌ایم که یاد بزرگ مردی را گرامی بداریم که هویت، زبان، فرهنگ و ادب خویش مدیون او هستیم.

از دست اندرکاران این مراسم، میراث فرهنگی و شهرداری مشهد مقدس سپاسگزارم.

و اما از حکیم نظامیِ گنجوی آموخته‌ایم که «همهْ عالَم تن است و ایرانْ دل»، وَ اکنون باید اقرار آورد که «دلِ دلِ ایران» حکیمِ سخن‌سرای توس؛ «ابوالقاسم فردوسی» است.

او که جانِ ایرانی را به جهانِ جاودانی گره زد. جوانمردی که نام و نانش را در خطرِ ایمانش افکنْد. ایمان به نیک‌پنداری، درست‌گفتاری و راست‌کرداری. نامش بلند است، بلندتر باد.

جادوی جاودانِ فردوسی نه فقط این است که زبانِ گران‌مایۀ فارسی را از شرّ میان‌مایگی رهانْد و کبوترِ این زبانِ گران‌سنگ را بالا و بلند به پرواز درآورْد، بلکه او امرِ خطیرِ آشتی میان ماهیتِ ملی و هویتِ دینی را محقّق ساخت.

فردوسی را بایستی به راستی و درستی «آیینه‌ای برای صداها» دانست. او رؤیای «یگانگی در چندگانگی» را تعبیر کرد و نشان داد ایران و ایرانیان چگونه در حساس‌ترین لحظاتِ زندگیِ خویش، بی‌آنکه دست از آرمان‌های‌شان بردارند، انعطاف‌پذیر می‌شوند و بدین‌ترتیب امکان بقای خویش را تدارک می‌بینند. بدین‌سان شایسته است که فردوسی بزرگ را آموزگارِ راستینِ تاب‌آوری نیز بدانیم. ما هنرِ زیستن در زمانۀ دشوار را نیز، هم از او می‌توانیم آموخت.

فردوسی و شاهنامۀ جاویدانش را بارها و بارها خوانده‌ و شنیده‌ایم. جانِ جهانِ ایرانی با این مردِ بزرگ آمیخته است. ایرانیان همواره حکیمِ سخن‌سرای توس را قدر دانسته و بر صدر نشانده‌اند. این ارج‌گذاری لازم است و اما کافی نیست. امروز باید خوانش‌های معاصرانه از کهن‌متن‌ها، به‌ویژه شاهنامه را، در برنامۀ خویش قرار دهیم. اکنون باید به این پرسشِ ذهن‌سوز پاسخ داد که شاهنامۀ فردوسی برای ایرانِ امروز و مسائلِ گوناگونش چه آموزه‌ای را عرضه می‌کند؟ این رسالتی بزرگ بر دوش فرزندانِ فردوسی است که این شیوۀ مواجهه با متن را پی بگیرند و به جهانیان نشان دهند که اندیشۀ ایرانی، ریشه در آب‌های هزاره دارد و با آبِ جامِ کهنِ خویش می‌تواند سهمی به‌سزا در ساختنِ جهانِ نوین داشته باشد.

امروز و از پسِ دو موجِ تحمیلیِ جنگِ غیرحقوقی و غیراخلاقی طی یک سال اخیر، نشان داده شد که مردم چگونه در زمانۀ بحران، گِردِ گوهرِ ایران یکپارچه می‌شوند و فریاد می‌زنند: «دریغ است ایران که ویران شود / کُنامِ پلنگان و شیران شود». ما از فردوسی و کوششِ بی‌دریغِ او آموخته‌ایم که جان را به جانان گره زنیم، وَ تن را به وطن. ایران همواره ایرانشهر خواهد بود و خوابِ پریشانِ ایرانِستان شدن، همیشه آشفته خواهد ماند.

بیست‌وپنجمِ اردیبهشت، روز ملی فردوسی، هنگامِ استوارسازیِ عهدِ خویش با ایرانِ جان است. روزِ بازاندیشی در این نکتۀ ظریف که چگونه می‌توان ایرانیِ بهتری بود و ایران را چنانکه بایسته و شایستۀ آن است بازساخت.

این روزِ گرامی را به یکایکِ ایران‌دوستان و فرهنگ‌مداران شادباش گفته و در پیشگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، عهدِ خویش را با مامِ میهن تازه می‌کنیم که «دوباره می‌سازمت وطن! اگرچه با خشتِ جانِ خویش».

انتهای پیام/سمیه باقرزاده

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.